عنوان: ما تعداد بیشتری از ترمینالها را خراب کردهایم تا آنچه که دوست داشتیم بپذیریم — اینجا چیزهایی را که درباره تطبیق ابزارها با سیمها آموختیم، میگوییم
توسط تیم مونتاژ و کیفیت ما
من کشویی پر از قلعکشیهای ناموفق دارم. برخی فشرده شدهاند. برخی شل هستند. برخی ظاهری کاملاً عالی دارند اما با یک کشیدن ساده از هم جدا میشوند. هر کدام از این قلعکشیها با ابزار نامناسب برای آن کار انجام شدهاند — و ما آنها را به عنوان یادآور نگه داشتهایم.
پس از ۱۵ سال ساخت مجموعههای سیمکشی برای تجهیزات صنعتی، میتوانم به شما بگویم: گرانترین ابزار قلعکش، همان ابزار نادرست است. اینجا چیزهایی را که به سختی آموختیم، بیان میکنیم.
«ابزار جهانی» برای ما ۶۷ درصد از شکایات گارانتی را به همراه داشت.
ما قبلاً ابزارهای کریمپزن جهانی را خریداری میکردیم، زیرا ارزان بودند و ظاهراً همهکاره بودند. سپس شروع به پیگیری بازگشتهای گارانتی کردیم. بیش از ۶۰ درصد از خرابیهای الکتریکی ما به کریمپهای انجامشده با آن فکهای «جهانی» بازمیگشت.
ما نمونههای خرابشده را زیر میکروسکوپ برش زدیم. ترمینالهای حلقهای با فشار نامتعادل در یک طرف. اتصالدهندههای میانی با کریمپهای بیضوی که در واقع مثلثی بودند. فرولها که رشتهها در آنها پخش شده و نه متراکم شده بودند. یک ابزار، بسیاری خرابی. ما همهی آنها را با ابزارهای اختصاصی برای هر نوع ترمینال جایگزین کردیم و نرخ خرابی در محل نصب در یک فصل بیش از نیمی کاهش یافت.
تطابق نادرست اندازهی سیم (AWG) — اشتباهی که در ۱۰ درصد از نخستین دستهی تولیدیمان انجام دادیم.
هرگز آن پروژه را فراموش نمیکنم که باید ۳۰۰ کریمپ روی سیم ۱۶ AWG انجام میدادیم و کسی قالبی با برچسب «۱۰ تا ۱۲ AWG» را برداشت. کریمپها محکم به نظر میرسیدند. ظاهرشان مناسب بود. ما محصول را ارسال کردیم.
دو ماه بعد، مشتری از بروز مشکلات متقطع گزارش داد. ما به محل سفر کردیم، پنج عدد اتصال را درجا برش زدیم و سیم را با دست بیرون کشیدیم. هیچ ابزاری لازم نبود. قسمت استوانهای ترمینال حتی به رشتههای سیم در سمت پایین هم تماس نداشت. این اتصال فشردهنشده ۳۰ درصد مقاومت کمتری در برابر خارجشدن داشت نسبت به حد استاندارد. ما تمام هارنس را با هزینهٔ خودمان اصلاح کردیم — اشتباهی ۷۰۰۰ دلاری که به ما آموخت که هر حفرهٔ قالب را هم با نوار چسب و هم با ماژیک دائمی برچسبگذاری کنیم.
ششضلعی در مقابل فشردگی عمیق — ما آزمون لرزشی انجام دادیم که این بحث را حل کرد.
ما دو مجموعه اتصال — یکی ششضلعی و دیگری فشردگی عمیق — را روی میز لرزشی با شتاب ۲۰ گِرَویتی به مدت ۵۰۰ ساعت نصب کردیم. اتصالهای ششضلعی: همه سالم ماندند و نیروی خارجشدن در محدودهٔ ۲ درصد از مقدار اولیه بود. اتصالهای فشردگی عمیق: سه عدد از بیست عدد شل شدند و دو عدد پس از آزمون خارجشدن کاملاً شکست خوردند.
همان روز بود که ما در تمام خط تولید خود مشخصات اتصال را به شکل ششضلعی تغییر دادیم. بله، فشردگی عمیق سریعتر است. اما ما هارنسهای حیاتی از نظر ایمنی تولید میکنیم. سرعت ارزش ریسک را ندارد.
آزمون لرزشی با شتاب ۲۰ گرم که مشخصات فشردگی تولید ما را تغییر داد.
مشتری ما آزمون لرزشی مطابق استاندارد UL 486A را درخواست کرده بود. ما موظف بودیم اثبات کنیم که فشردگیهای ما قادر به تحمل شتاب ۲۰ گرم هستند. در فشردگیهای دارای برآمدگی (Indent)، انحراف مقاومت از حدود ساعت ۲۰۰ آغاز شد. تا ساعت ۳۵۰، مقاومت تماس در دو نمونه ۴۰ درصد افزایش یافت. اما فشردگیهای ششضلعی؟ تا ساعت ۵۰۰ کاملاً پایدار باقی ماندند.
اکنون برای هر ترمینالی که در معرض لرزش قرار میگیرد، قالبهای ششضلعی را مشخص میکنیم. این امر در اسناد کنترل فرآیند ما بهصورت رسمی ثبت شده و هیچ استثنایی وجود ندارد.

دمدستی در مقابل هیدرولیکی — مجبور شدیم هر دو نوع را تهیه کنیم.
ما فکر میکردیم که برای تمام سایزها تا ۴/۰ AWG میتوانیم از ابزارهای فشردگی دمدستی با مکانیزم چرخدنده (Ratchet) استفاده کنیم. اشتباه میکردیم. در یک کار ۱۵۰ فشردگی با ترمینالهای ۲/۰، سه اپراتور بهنوبت این کار را انجام دادند، ولی هنوز روز بعد دستهایشان درد میکرد. همچنین ثبات نیروی فشردگی بین اپراتورها متفاوت بود — قویترین اپراتور بیشازحد فشردگی میکرد و ضعیفترین اپراتور کمتر از حد لازم فشردگی میکرد.
ما برای آن کار یک دستگاه هیدرولیکی برای فشردهسازی خریدیم. این دستگاه در عرض دو هفته با صرفهجویی در نیروی کار، هزینهاش را جبران کرد. اکنون ما از دستگاههای دستی برای تعمیرات در محل و کارهای با سیمهای نازک، از دستگاههای هیدرولیکی برای کارهای سنگین و از دستگاههای باتریدار برای هر کاری که بیش از ۲۰۰ فشردهسازی در یک نوبت نیاز دارد، استفاده میکنیم.
دستگاه باتریداری که عملیات میدانی ما را تغییر داد.
تیم میدانی ما برای یک سازمان حملونقل عمومی تعمیرات در محل انجام میداد. آنها از دستگاههای دستی فشردهسازی استفاده میکردند و از خستگی و نامنظم بودن فشردهسازیها شکایت داشتند. ما آنها را به یک دستگاه باتریدار با کنترل نیرو تغییر دادیم. در هفته اول، یکی از تکنسینها تماس گرفت و گفت: «دیگر نیازی به مراجعه به متخصص ستون فقرات ندارم.»
اما مهمتر از همه، یکنواختی فشردهسازی بهبود یافت. ما شروع به اندازهگیری هر دهمین فشردهسازی با گیج ارتفاع کردیم — دستگاه باتریدار در طول ۵۰۰ فشردهسازی در محدوده ±۰٫۰۲ میلیمتر باقی ماند. در حالی که دستگاه دستی بین اپراتورها تا ±۰٫۰۵ میلیمتر نوسان داشت. این تفاوت بهاندازهای است که بر مقاومت در برابر کشیدهشدن تأثیر میگذارد.
آنچه اکنون هر بار بررسی میکنیم:
-
نوع ترمینال اول است. حلقهای، شاخهای، میلهای و فرول – هر کدام مجموعهای جداگانه از قالبها دارند.
-
تطابق اندازه سیم بر حسب AWG. ما قبل از انتخاب ابزار، ضخامت سیم را تأیید میکنیم، نه پس از آن.
-
سبک کریمپ. ششضلعی برای محیطهای با لرزش. فقط فشردگی نقطهای برای کار روی میز و تجهیزات غیرمتحرک.
-
مکانیزم ابزار. دستی برای کار در محل و تولیدهای کوچک. هیدرولیک برای ترمینالهای بزرگتر از ۲ AWG. باتریدار برای هر کاری که بیش از ۲۰۰ کریمپ نیاز داشته باشد.
-
آزمون کششی. هر ۵۰ کریمپ، یک نمونه را به نیروی ۱۰۰ پوند-نیرو (lbf) کشیده و آزمایش میکنیم. اگر شکست بخورد، کار را متوقف کرده و ابزار را دوباره تنظیم میکنیم.
تنها ابزاری که باید سالها پیش خریداری میکردیم.
سرانجام سرمایهگذاری کردیم و یک میکرومتر کالیبرهشده برای اندازهگیری ارتفاع کریمپ تهیه کردیم. قیمت آن ۴۰۰ دلار بود. این ابزار قبل از اجرای تولید انبوه، مجموعهای از قالبها را کشف کرد که ۰٫۰۴ میلیمتر از محدوده مجاز خارج بودند – نه پس از تولید. این ابزار ۴۰۰ دلاری جلوی بازکاری احتمالی ۲۰۰ کریمپ را گرفت که فقط هزینه نیروی کار آن ۲۵۰۰ دلار میشد.
به هر مدیر تولیدی که ملاقات میکنم میگویم: یک کالیپر ارتفاعی بخرید. آن را روی میز کار قرار دهید. هر ساعت از آن استفاده کنید. تا پایان اولین شیفت، هزینه خودش را بازپس میگیرد.